گاهی یک اتفاق کوچک مسیر زندگی یک انسان را تغییر میدهد. داستان محمد کاظمی نیز از همین جنس است؛ داستانی که خودش با لبخند تعریف میکند و میگوید: «من با لباس شمر وارد این کار شدم!»
سالها پیش، زمانی که بیشتر در کار دوخت شلوار فعالیت میکرد، سفارش دوخت یک لباس تعزیه به او سپرده شد؛ لباسی برای نقش شمر. شاید آن روز هیچکس تصور نمیکرد که همین سفارش، آغاز مسیری باشد که سالها بعد به خلق و توسعه سنتیدوزی کبیر در دل بازار تاریخی یزد منجر شود.
محمد کاظمی بهتدریج وارد دنیای لباسهای سنتی، پوشاک آیینی و هنر دوخت اصیل ایرانی شد. او با صبر، تجربه و عشق به کار، هنر خود را گسترش داد و امروز یکی از چهرههای شناختهشده ملی در این حوزه در بازار تاریخی یزد به شمار میرود.
اما آنچه سنتیدوزی کبیر را برای بسیاری از بازدیدکنندگان به مکانی خاطرهانگیز تبدیل میکند، تنها لباسها و پارچههای زیبای آن نیست. بخش مهمی از جذابیت این مکان به شخصیت خود آقای کاظمی بازمیگردد. روحیه شوخطبع، برخورد صمیمی و لبخند همیشگی او باعث میشود بسیاری از کسانی که یکبار به این مغازه سر زدهاند، در سفرهای بعدی نیز دوباره به زیر بازار برگردند و دیداری تازه کنند.
اگر روزی گذرتان به زیر بازار تاریخی یزد افتاد و از کنار سنتیدوزی کبیر عبور کردید، کافی است سلامی بکنید و لبخندی بزنید. گفتوگویی شیرین آغاز میشود؛ گفتوگویی که در آن از هنر، تاریخ، لباسهای سنتی و خاطرات سالهای دور خواهید شنید. اینجا فقط یک مغازه نیست؛ گوشهای از فرهنگ زنده یزد است که با دستان هنرمند و قلب مهربان محمد کاظمی همچنان به حیات خود ادامه میدهد.
داستانهایشان شنیدی است، چاییشان در استکان کمر باریک قاجاری است ...
منبع: فاطمه میرزایی پور میبدی