هویت پیر هریشت (که در باورهای زرتشتی بسیار محترم است) روایتهای جالبی وجود دارد که به تاریخ ساسانیان گره خورده است، بر اساس باورهای شفاهی و کتابهای فرهنگ عامه زرتشتیان (مانند فرهنگ بهدینان)، پیر هریشت محل غایب شدن کنیزِ یکی از دختران یزدگرد سوم ساسانی (آخرین پادشاه ساسانی) به نام «گوهربانو» (یا در برخی روایتها مرواریدبانو) است.
داستان از این قرار است که پس از سقوط سلسله ساسانی و حمله اعراب، خانواده پادشاه برای حفظ جان خود به سمت مرکز ایران و کوههای یزد فرار میکنند. در این مسیر، هر یک از اعضای خانواده و همراهانشان به سمتی از کوهها پناه میبرند:
-
نیکبانو (دختر یزدگرد) به سمت کوه چکچک (پیر سبز) میرود.
- پارسبانو (دختر دیگر) به سمت عقدا (پیر بانو) میرود.
- خدمتکار یا کنیزِ وفادار این خانواده (که هویت دقیق نام او در برخی منابع به عنوان مروارید ذکر شده) نیز از ترس تعقیبکنندگان به سمت کوههای اردکان میگریزد.
او در دامنه این کوه، وقتی خود را در محاصره میبیند، از خداوند طلب یاری میکند و به ناگاه کوه دهان باز کرده و او را در دل خود پناه میدهد. به همین دلیل، نقطه اصلی زیارتگاه که همان پستوی سنگی است، محلی است که زرتشتیان معتقدند او در آنجا از نظرها پناه گرفته است.
نام «هریشت» در زبانهای باستانی و گویش بهدینان به معنای «فرود آمدن» یا «ریزش» نیز تعبیر شده است. این کنیز در نگاه زرتشتیان، نماد وفاداری، پاکدامنی و استقامت است. به همین خاطر، برخلاف پیرهای دیگر که متعلق به شاهزادگان است، پیر هریشت نشاندهنده این است که در آیینهای کهن، مقام معنوی و وفاداری فراتر از رتبه و طبقه اجتماعی (کنیز یا شاهزاده بودن) ارزشگذاری میشده است.
برای اطلاع بیشتر از این زیارتگاه کلیک کنید.