داستان حج میرزا ابوطالب یزدی اردکانی، که در سال 1322 خورشیدی به وقوع پیوست، یکی از تلخترین و دردناکترین حوادث تاریخ معاصر ایران و جامعهٔ شیعه است. این واقعه، به خوبی نشاندهندهٔ تبعات تعصبات مذهبی و نژادی و همچنین بیعدالتیهای موجود در آن زمان است.
ابوطالب یزدی، جوانی 25 ساله و اهل اردکان یزد، با وضعیت مالی خوب و پس از پنج سال زندگی مشترک، به همراه همسر و چند همشهری دیگر به سفر حج میرود. او در ایام حج، پس از انجام مناسک مختلف، به طواف خانه خدا مشغول میشود. اما در این حین، به دلیل بیماری و شرایط نامساعد، دچار حالت استفراغ میشود. او برای احترام به خانه کعبه، احرام خود را جلوی دهانش میگیرد تا مانع از آلودگی محوطه شود، اما این عمل به اشتباه توسط برخی حجاج غیر ایرانی تعبیر میشود که او قصد آلودگی دارد.
این سوءتفاهم منجر به حملهٔ فیزیکی به ابوطالب و درگیریهایی میشود که نهایتاً توجه مأمورین انتظامی عربستان را جلب میکند. با وجود شهادت حجاج ایرانی و عراقی که تأیید میکنند ابوطالب به عمد عمل نکرده است، قاضی عربستان حکم اعدام او را صادر میکند. این حکم نه تنها نشاندهندهٔ بیعدالتی و تعصبات مذهبی آن زمان است، بلکه نمایانگر وضعیت ناپایدار حقوق بشر در آن دوران نیز میباشد.
در روز 12 ذیحجه، ابوطالب در مقابل جمعیتی از حجاج و مأمورین سعودی به اعدام محکوم میشود. جلاد با بیرحمی و در حالی که ابوطالب هیچگونه آگاهی از زبان عربی نداشت، حکم اعدام را اجرا میکند. این واقعه به شدت بر جامعهٔ شیعه تأثیر گذاشت و موجی از خشم و ناراحتی را در میان ایرانیان و شیعیان جهان ایجاد کرد. پس از این حادثه، واکنشهای شدیدی از سوی آیات عظام و روحانیون در کربلا و نجف به وقوع پیوست و عزای عمومی در ایران اعلام شد. در اردکان، محل زندگی ابوطالب، خانوادهاش و مردم این شهر نیز در غم و اندوه فرو رفتند.
پس از وقوع حادثهٔ تلخ اعدام حج میرزا ابوطالب یزدی، دو خواهر او به دلیل ناراحتی و اندوه ناشی از این واقعهٔ دردناک، در مدت کوتاهی و با فاصلهای تنها یک سال از مرگ برادرشان فوت کردند. این فقدانها نه تنها بر خانوادهٔ یزدی تأثیر عمیق گذاشت، بلکه موجی از ناراحتی و خشم را در جامعهٔ ایرانی به وجود آورد.
در پی این حوادث، مکاتباتی میان دولت ایران و عربستان سعودی صورت گرفت که از سوی سفیر ایران در مصر انجام شد. این مکاتبات حاوی اعتراضات شدید ایران نسبت به بیعدالتی و خشونتی بود که بر ابوطالب یزدی روا داشته شده بود. پاسخ عربستان به این اعتراضات، نه تنها قانعکننده نبود بلکه به قطع روابط دیپلماتیک میان ایران و عربستان به مدت پنج سال انجامید. این قطع روابط تا سال 1327 خورشیدی ادامه داشت و در این مدت، جز تعداد کمی از افراد که به صورت مخفیانه اقدام به سفر به حج میکردند، هیچ ایرانی دیگری نتوانست به سرزمین وحی سفر کند. با گذشت زمان و تحت فشار مقامات مذهبی و برخی متعصبین، محمدرضا شاه پهلوی ناچار شد تا با فرستادن نماینده و هدایایی به دربار سعودی، خواهان بازگشت مناسبات ایران و عربستان شود.
این وقایع، یادآور اهمیت احترام به حقوق بشر و ضرورت همزیستی مسالمتآمیز میان ملتها است و باید همواره در خاطرمان باشد که چنین حوادثی هرگز نباید تکرار شوند.
منبع: مرتضی وزیری