در دل کوچههای باریک و تاریخی یزد، خیابانی به نام "سید گل سرخ" وجود دارد که نامش به یاد یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ این شهر، سید گلسرخ، برگزیده شده است. این خیابان، داستانی عمیق و پربار را در خود نهفته دارد که به دورانهای دور برمیگردد.
سید رکن الدین، قاضی القضات یزد، در حال تکمیل مسجد جامع یزد بود که ناگهان مرگ او را از ادامه کار بازداشت. او مردی بزرگ و با دانش بود که تمام عمرش را صرف خدمت به مردم و گسترش علم و دین کرده بود. پس از درگذشت او، شرف الدین علی، متولی اوقاف او، مسئولیت ادامه کارها را بر عهده گرفت. در این میان، کاشیکاریهای زیبا و مفروش کردن مسجد به دست او انجام شد.
اما داستان سید گل سرخ فراتر از اینهاست. شادروان عبدالحسین آیتی، نویسنده تاریخ یزد، بر این باور است که مزار سید گلسرخ همان محل دفن شرف الدین علی است. اما این تنها بخشی از داستان است. مردم یزد بر این باورند که مزار سید گلسرخ متعلق به سید حسین، یکی از فرزندان امام موسی کاظم (ع) است که به کار نانوایی مشغول بوده و در این مکان دفن شده است.
روزی روزگاری، در محلهای نزدیک به این مزار، نانوایی کوچک و سادهای وجود داشت که صاحب آن مردی مهربان و دلسوز بود. او هر روز صبح زود بیدار میشد و با عشق و علاقه نانهایی تازه و خوشمزه میپخت. مردم محله به او احترام میگذاشتند و او را "سید گل سرخ" مینامیدند. او همیشه به یاد مزار سید حسین بود و سعی میکرد در زندگیاش از ویژگیهای او، مانند صداقت و سختکوشی، پیروی کند.
یکی از روزها، در حالی که سید گل سرخ مشغول پخت نان بود، ناگهان متوجه شد که بوی عطر گلهای سرخ در فضا پراکنده شده است. او به اطراف نگاه کرد و دید که بچهها در حال بازی هستند و گلهای سرخی را جمعآوری کردهاند. او تصمیم گرفت تا نانهای تازهاش را با این گلها تزیین کند و به بچهها هدیه دهد. بچهها با خوشحالی نانها را گرفتند و به خانههایشان بردند.
این اقدام ساده سید گل سرخ نه تنها دل بچهها را شاد کرد بلکه باعث شد تا نام او بیش از پیش در دل مردم یزد جاودانه شود. آنها داستان سید حسین و نانوای مهربان را برای نسلهای آینده نقل کردند و خیابان سید گل سرخ به نمادی از محبت و دوستی تبدیل شد.
منبع: مرتضی وزیری