در دل تاریخ پر رمز و راز یزد، سازهای با نام «کلک» به عنوان نمادی از فرهنگ و آداب و رسوم این دیار جاودان مانده است. کلکها، سازههای هشتضلعی یا دایرهای از جنس خشت یا آجر، با ارتفاعی به حدود ۲.۵ متر و قطر تقریبی ۲ متر، در گذشته نقش مهمی در مراسم عزاداری ایفا میکردند.
این سازهها که حکم منقلی بزرگ را داشتند، در شبهای سرد یزد نور و گرما را به محل برگزاری تعزیهها و روضهخوانیها میرساندند. درون کلکها، سوراخی شبیه تنور تعبیه شده بود که آتش در آن روشن میشد و شعلههای آن فضای مراسم را روشن میکرد. بر روی این کلکهای ثابت، با آجر تزئیناتی زیبا ایجاد شده بود و اشعار محتشم بر آن نقش بسته بود.
اما داستان کلکها فقط به زیبایی و کارایی آنها محدود نمیشود. در سالهای 1315 و 1316 خورشیدی، میدانگاه امیرچقماق یزد شاهد یک واقعه تاریخی بود. شهرداری (بلدیه) به همراه چند پاسبان (نظمیه) تصمیم به تخریب کلک میدان گرفتند. اما هیچکس حاضر به انجام این کار نشد. یکی از پاسبانها با شجاعت اعلام کرد که او کلک سیدالشهداء را تخریب خواهد کرد و با کلنگ به جان کلک افتاد. اما عاقبت این عمل، عذاب وجدان یا بیماری قند بود؛ او شش ماه بعد کور شد.
این روایت از دکتر جلال گلشن، روانشاد یزدی، در کتاب خاطراتش «یزد دیروز» به زیبایی نشاندهنده اهمیت فرهنگی و مذهبی کلکها در تاریخ یزد است. کلکها نه تنها بخشی از مراسم عزاداری بودند، بلکه نمادی از هویت فرهنگی مردم یزد نیز به شمار میرفتند.
امروزه، یادبودهای این سازههای تاریخی باید حفظ شوند تا نسلهای آینده نیز بتوانند با فرهنگ غنی و تاریخ پربار یزد آشنا شوند. بیشک، داستان کلکها همچنان در دل یزدیها زنده خواهد ماند و یادآور پیوند عمیق آنها با تاریخ و فرهنگ خود خواهد بود.
به امید آنکه یاد این سازههای زیبا و پرمعنا همواره در یادها باقی بماند و ما را به عمق تاریخ و فرهنگ خود متصل کند.
اطلاعات پایه: مرتضی وزیری