ویژه‌نامه‌ای مستقل برای تاریخ و فرهنگ و معماری میراث  یزد | سال اول – شماره‌ی ۱۰ | دوشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۴ | صفحه ۸

می‌بایست «ایران» را در «ده» شناخت

زنده‌یاد محمدعلی اسلامی ندوشن در کتاب «روزها» درباره‌ی «ده» جملاتی ناب دارد؛ جملاتی که اهمیت حیاتی شناخت «ده» را می‌نماید. او در جلد اول آن کتاب به اینجا می‌رسد که: «کسانی که در ده زاییده می‌شوند و در آن می‌بالند ـ آن هم یک ده سنتی و کهنسال ـ خیلی بیشتر در ایران به قوام می‌آیند تا آنان که زاییده‌ی شهر هستند. زمانی که من کودک بودم و ده‌ها هنوز دست‌نخورده بودند، می‌بایست ایران را در ده شناخت. بیابان و جوی آب، بیابانی که در آن لشکر سلم و تور گم شده بود، و جوی آبی که تمدن ایران در کنار آن ترکیب گرفته و در مسیر آن حرکت کرده بود.» این موضوع برای دکتر اسلامی ندوشن از چنان اهمیتی برخوردار است که در جلد دوم کتاب «روزها» نیز آن را به صورتی دیگر یادآور می‌شود و بر آن تأکید می‌کند: «گذران سال‌های نخستین زندگی من در ده، استخوان‌بندی شخصیتم را محکم کرد. مرا با کنه و مغز زندگی ایرانی که اکثریت عظیم مردم این سامان با آن روبه‌رو هستند، در تماس نهاد. ده به من فرصت داد که شناخت کشورم را از مویرگ‌هایش شروع کنم.» با این حساب، تا از این دیرتر نشده باید ده به ده رفت و به ساحت شناخت هر آبادی گام به گام نزدیک و نزدیک‌تر شد؛ از قصه‌هایش شنید، باورهای اهلش را ثبت کرد، پی به تاریخش برد و مهم‌تر از همه، احساس تعلق اهالی روستا به زادگاهشان را تقویت نمود. احساس تعلق که باشد، فرهنگ تداوم می‌یابد، تاریخ زبان به زبان می‌چرخد، آیین‌ها و آداب و رسوم پابرجا می‌ماند، مهاجرت رخ نمی‌دهد، خانه‌ها رها نمی‌شود، لهجه‌ها از یاد نمی‌رود، آبادی پیوسته «آباد» می‌ماند و نمی‌گردد فراموش قصه‌ها و آبادتر می‌شود.

ثبت نظر