مهدی ناظمی

مهدى ناظمى در سال 1289 شمسى در شهرستان یزد و در خانواده‏اى متدین و سرشناس متولد شد. جد ناظمى، مرحوم حاج محمدصادق ناظم‏التجار، در زمان ناصرالدین شاه قاجار، از تهران براى نظامت، اداره‏ى یزد انتخاب گردید و وى پس از رفتن به محل مأموریت، اولین كار خیر و بزرگى كه انجام داد، ساختن دهى به نام صادق‏آباد در دو فرسنگى یزد بود و با حفر قنوات و ایجاد تأسیسات رفاهى و عام‏المنفعه بسیار موجب آبادانى قسمت‏هاى بزرگى از صحراى آن زمان یزد گردید و نصف این ده را جزء موقوفات حضرت امام حسین (ع) قرار داد.
مهدى ناظمى بیش از هشت سال نداشت كه در مجلس جشنى با سنتور و صداى سحرانگیز آن آشنا شد و این اولین اثرى بود كه این ساز در وى به جاى گذارد و با پولى كه جمع‏آورى كرد از «زادور ارمنى» كه در یزد به ساختن سه‌‏تار و سنتور مشغول بود و كارش خیلى خوب بود سنتورى خریدارى كرد و در منزل نزد خود به نواختن می‌پردازد ولى چون خانواده‏ى وى بسیار مذهبى بودند و پدرش معتقد بود به جاى نواختن ساز به درس و مشق باید برسد لذا سنتور وى را زیر پاها لگد كرد و شكست.

چند سال از این ماجرا سپرى شد تا با خانواده به اصفهان رفتند و در آن شهر اقامت گزیدند. در اصفهان به مرور زمان با دوستان هنرمندى مثل جلیل شهناز آشنا می‌‏شود.

روزى جلیل شهناز به وى می‌گوید: «ناظمى تو پدر مرا مى‏شناسى؟» وى در جواب مى‏گوید نه. و او به ناظمى مى‏گوید: می‌‏برمت نزد پدرم تا آشنا شوى و در ضمن قدرى براى شما سنتور بزند. ناظمى پس از آشنایى با شعبان‏خان پدر جلیل شهناز و گوش دادن به پنجه‌‏اى از ساز او شیفته و شیداى سنتور و به قول خودش این «ذوزنقه» گردید و تا امروز وى عاشق و سنتور معشوق او می‌باشد.
روزى صداى آواز تاج همراه با ویولن استاد صبا و سنتور حبیب سماعى را از رادیو در اصفهان می‌‏شنود و تصمیم می‌گیرد كه به تهران رفته و از نزدیك حبیب سماعى را ملاقات نماید.در تهران، مهدى ناظمى با زحمات فراوان موفق به یافتن سماعى و آشنا با او می‌‏شود و شروع می‌‏كند نزد وى مشق سنتور و تعلیم گرفتن، باید یادآور شد كه حبیب سماعى حوصله تعلیم شاگرد را نداشت و پس از چند جلسه كه به شاگردى تعلیم می‌‏داد او را رها مى‏كرد و در كلاس او پیش از آن كه محل تعلیم و تعلم باشد، محفل انس و دوستى بود زیرا بیشتر مواقع هنرمندانى چون ابوالحسن‏خان صبا، نورعلى‏خان برومند، ابراهیم‏خان منصورى، حسین یاحقى، مرتضى عبدالرسولى، قباد ظفر دور هم جمع می‌‏شدند و صحبت‏‌ها داشتند دیگر وقتى براى حبیب جهت تدریس به شاگردان باقى نمی‌ماند. به همین دلیل هم از شاگردان شاخص حبیب سماعى بیشتر از مهندس قباد ظفر و مرتضى عبدالرسولى نام برده می‌‏شود.
در آن روزگار ساخت سنتور روى اصول و قواعد درست هنوز پیشرفت چندانى نكرده بود و سنتور خوب و خوش صدا كه روى حساب و كتاب ساخته شده باشد از تعداد پنج یا شش در سراسر كشور بیشتر نبود و لذا روزى ناظمى به سماعى می‌گوید ساز خوب وجود ندارد و ساز بد هم در دسترس همگان قرار ندارد چه باید كرد و دوستداران این ساز چه باید بكنند؟ سماعى در جواب به وى می‌‏گوید تو یكى از اتاق‏‌هاى خانه‏‌ى خود را به ساختن سنتور اختصاص بده و در ساخت آن من شما را كمك می‌كنم و از این زمان به بعد بود كه استاد مهدى ناظمى وارد مرحله‌‏ى جدیدى از زندگى هنرى خود شد و صنعت سنتورسازى كشور نیز وارد دوران و تحول بزرگ و سازنده گردید به طورى كه سنتورهاى این استاد فرزانه و بزرگ نظیر ندارد زیرا گذشته از آن كه سنتورهاى ایشان بسیار ظریف، زیبا و شكیل ساخته می‌شوند همگى داراى صدایى صاف و یكنواخت مى‏باشند كه اگر نوازنده درست مضراب بزند، صداى بین تمام خرك‏ها یكسان مساوى است و این امتیاز بزرگ و عالى را سنتورهاى ناظمى دارا مى‏باشد. سنتورهاى ساخت وى علاوه بر ایران كه مشتاقان فراوان دارد در بسیارى از ممالك جهان در دست هنرمندان است و آن را چون جان شیرین گرامى می‌‏دارند.

مهدى ناظمى علاوه بر ساختن سنتور و تبحر در آن در نوازندگى این ساز پنجه‌‏اى شیرین و گوشنواز دارد و نوار و صفحاتى نیز با تاج اصفهانى و سعادتمند قمى و جلیل شهناز در «بیات ترك»، «ابوعطا»، «شور»، «سه‏گاه»، «دشتى» دارد. وى مردى است متدین و خوش‏بیان و برخورد، آشنا به زبان انگلیسى و داراى خط خوش و زیبا و پس از ازدواج خداوند دخترى به وى عنایت فرمود كه ناظمى به او سخت دلبند است. این هنرمند گرانقدر در 1 خرداد 1376 در تهران درگذشت.

ثبت نظر