در دل کویر سوزان و بیکران یزد، جایی که زمین تشنه و آسمان آبی بیپایان است، قنات زارچ به مانند رگی زنده در دل زمین جاری بود. این قنات، نه تنها آب حیاتی برای مردم فراهم میکرد، بلکه نمادی از امید و زندگی در دل سختترین شرایط طبیعت بود.
در دوران پرشکوه صفوی، زمانی که ایران زیر فرمان شاه عباس کبیر بر اوج اقتدار خود بود، توجه ویژهای به مناطق کویری به خصوص یزد میشد. شاه عباس، مرد سیاست و هنر، میدانست که حیات مردم این سرزمین به آب گره خورده است و قناتها همچون میراثهای جاودانه باید حفظ و تقویت شوند.
یکی از روزهای تابستانی، شاه عباس به یکی از وزرای خود دستور داد تا قناتهای مهم منطقه یزد از جمله قنات زارچ را مورد بازدید قرار دهد و راههایی برای بهتر کردن آنها بیابند. وزیر همراه گروهی از مهندسان و هنرمندان راهی شد.
وقتی به قنات زارچ رسیدند، دیدند که قنات پرارزش و حیاتی است اما نیاز به مرمت و زیباسازی دارد تا هم برای مردم کارآمدتر باشد و هم ارزش فرهنگی آن بیش از پیش به چشم آید. شاه عباس به هنرمندان فرمان داد تا سر در ورودی قنات را به شکلی بینظیر تزئین کنند؛ جایی که نه فقط کارایی بلکه شکوه هنر ایرانی را به نمایش بگذارد.
هنرمندان خوشنویس و کاشیکار با شور و اشتیاق فراوان، کتیبههایی با زیباترین خطوط نستعلیق و ثلث نوشتند که شامل آیات نورانی قرآن و اشعار عرفانی بود؛ اشعاری درباره برکت آب، حیات، و پیوند انسان و طبیعت. کاشیکاریهای لاجوردی و فیروزهای با طرحهای هندسی پیچیده و منحصر به فرد، دیوارهای ورودی قنات را آراستند.
شاه عباس نیز شخصاً از نزدیک، روند کار را پیگیری میکرد و با مهندسین درباره نحوه ساخت کانالها و مهندسی دقیق آن گفتگو میکرد تا اطمینان حاصل شود که آب به بهترین شکل ممکن روان و هدایت شود.
نکته جالب توجه این بود که طراحان قنات به گونهای مسیر عبور نور آفتاب را به داخل قنات تنظیم کردند تا هریک از بخشهای تزئین شده با تابش نور، جلوه عرفانی و روحانگیزی داشته باشد؛ گویی آب زنده از دل زمین میتابد و وجود خود را میستاید.
در بخشهایی که آب از زیرزمین به سطح زمین میآمد، سنگتراشان محلی پایههایی از مرمر سفید با نقشهای ظریف و مرصعکاریهای ناب ساختند که مردم هنگام استراحت و استفاده از آب، محلی زیبا و آرامشبخش داشتند، جایی که بتوانند خستگی روزگار کویری را از تن به در کنند.
پس از این مرمت و تزئینات، قنات زارچ دیگر تنها یک سازه مهندسی آب نبود، بلکه جلوهای از حیات، هنر و فرهنگ ایرانی شد که شاه عباس صفوی با ذوق و نگاه ژرفش آن را شکل داد. مردم زارچ با افتخار میگفتند: «این قنات، خون زندگی است که شاه در رگهایش جاری کرد.»