در روزگاری نه چندان دور، پس از درگذشت شاه قباد، پادشاهی انوشیروان ساسانی بر تخت نشست. او دو فرزند داشت؛ پسری به نام هرمز و دختری به نام مهرنگار. هنگامی که فرزندان انوشیروان بزرگ شدند، یزد را به مهرنگار بخشید. مهرنگار، از مداين افرادی را به یزد فرستاد که مقنیان نامیده میشدند و آنها قناتهایی حفر کردند تا آب زندگی را به این شهر کویری برسانند.
مهرنگار در نزدیکی یزد، دهکدهای بنا نهاد که آن را مهرگرد نامیدند که بعدها به مهريجرد تغییر نام یافت. برادرش، شاه هرمز، در کنار مهريجرد دهی ساخت که به نام هُرميز امروز شناخته میشود. مهرنگار همچنین قناتی در مهرجرد ایجاد کرد که مهرپادين نام داشت و در آن محل، محلهای با شکوه به نام مهرآباد بنا کرد.
در مورد قدمت قلعه تاریخی مهرپادين دو نظریه وجود دارد؛ برخی معتقدند این قلعه از دوران صفوی است و عدهای دیگر ساخت آن را مربوط به دوران آل مظفر (قرن هشتم هجری قمری) و همزمان با ساخت مجموعه شهری مهرپادين میدانند.
اما روایتی مردمپسند که در میان اهالی قدیم مهریجرد رایج است، حکایت از آن دارد که در حمله ویرانگر مغولان به مهریجرد، تمام اهالی به قتل رسیدند، جز یک کودک که به امانت به اهالی روستای سريزد تحویل داده شد. این کودک پس از گذراندن کودکی خود، به زادگاهش بازگشت و برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی قلعهای عظیم با برج و بارویی بلند و خندقی عمیق ساخت. قلعهای که نه تنها نمادی از مقاومت و استقامت بود، بلکه سکونتگاهی مطمئن برای اهالی در روزهای ناامنی به شمار میرفت. قلعه اولیه آبادی در دل بافت روستایی قرار داشت و امروزه آن محل به حسینیه محله مهرپادين تبدیل شده است.