۱. انتظار داریم خیلی زود حرفهای شویم
یکی از رایجترین اشتباهها این است که هنرجو چند هفته تمرین میکند و انتظار دارد بتواند قطعههای سخت را اجرا کند.
یادگیری ساز مثل یادگیری یک زبان جدید است؛ مغز و بدن باید بهتدریج با صداها، حرکات، ریتم و هماهنگی دستها آشنا شوند. در هفتههای اول، پیشرفت ممکن است بیشتر در چیزهایی اتفاق بیفتد که از بیرون چندان چشمگیر نیستند؛ مثلاً درست گرفتن ساز، پیدا کردن نتها یا حفظ کردن یک ریتم ساده.
به جای مقایسه خودتان با نوازندهای که چند سال سابقه دارد، ببینید نسبت به یک ماه قبل چقدر بهتر شدهاید.
۲. فقط وقتی حوصله داریم تمرین میکنیم
تمرین موسیقی نباید کاملاً وابسته به انگیزه باشد. اگر قرار باشد هر روز فقط زمانی ساز بزنیم که حالش را داشته باشیم، خیلی زود فاصله بین تمرینها زیاد میشود.
برای یک هنرجوی مبتدی، ۲۰ دقیقه تمرین منظم میتواند از یک تمرین سهساعته در آخر هفته مفیدتر باشد. مهم این است که تمرین به بخشی از برنامه روزانه تبدیل شود.
قرار نیست هر جلسه فوقالعاده باشد. گاهی فقط باید ساز را برداشت و شروع کرد.
۳. از همان ابتدا سراغ قطعههای سخت میرویم
این اشتباه معمولاً از علاقه میآید. هنرجو یک قطعه را میشنود، دوستش دارد و میخواهد همان را اجرا کند.
اما قطعهای که برای یک نوازنده باتجربه ساده است، ممکن است برای یک مبتدی شامل چند مهارت همزمان باشد. اگر قطعه بیش از حد سخت باشد، اشتباهها زیاد میشوند و تمرین به جای اینکه انگیزه ایجاد کند، خستهکننده میشود.
بهتر است قطعهها مرحلهبهمرحله انتخاب شوند؛ اول چیزی که کمی چالشبرانگیز است، نه چیزی که از توان فعلی هنرجو خیلی دور باشد.
۴. فقط قطعه میزنیم و تمرینهای پایه را جدی نمیگیریم
تمرینهای پایه شاید هیجانانگیزترین قسمت کلاس نباشند، اما پایه نوازندگی دقیقاً همانجا ساخته میشود.ریتم، گام، نتخوانی، انگشتگذاری، هماهنگی دستها، کنترل صدا و تمرینهای تکنیکی در ابتدا ممکن است تکراری به نظر برسند. با این حال، وقتی این مهارتها درست شکل بگیرند، یادگیری قطعههای بعدی بسیار راحتتر میشود.مثل ورزش است؛ نمیتوان انتظار داشت بدون تمرینهای پایه، حرکات دشوار را درست انجام دهیم.
۵. اشتباه میزنیم اما دوباره همان اشتباه را تکرار میکنیم
اگر یک بخش از قطعه را هر بار با همان اشتباه بنوازید، تکرار بیشتر الزاماً آن را اصلاح نمیکند.وقتی بخشی دشوار است، آن را متوقف کنید. سرعت را پایین بیاورید و همان قسمت کوتاه را چند بار با دقت تمرین کنید. بعد که اجرای درست تثبیت شد، سرعت را افزایش دهید.تمرین خوب فقط «بیشتر زدن» نیست؛ درست زدن و اصلاح کردن است.
۶. فقط به صدای ساز توجه میکنیم و به ریتم بیتوجهیم
ممکن است نتها را درست بزنید اما اجرای شما همچنان نامنظم به نظر برسد. دلیلش معمولاً ریتم است.ریتم ستون اصلی موسیقی است و از همان ابتدای یادگیری باید جدی گرفته شود. استفاده از مترونوم میتواند به هنرجو کمک کند سرعت ثابتتری پیدا کند و جای هر نت را در ضرب بهتر درک کند.
اگر کار با مترونوم در ابتدا سخت است، با سرعت پایین شروع کنید. هدف این نیست که سریع بنوازید؛ هدف این است که منظم بنوازید.
۷. از معلم فقط انتظار داریم قطعه را به ما یاد بدهد
وظیفه مدرس موسیقی فقط این نیست که بگوید کدام نت را بزنید. یک مدرس خوب میتواند به هنرجو کمک کند بفهمد چرا یک حرکت اشتباه است، چطور تمرین کند و در چه مرحلهای سراغ مهارت بعدی برود.برای همین، بهتر است هنگام کلاس سؤال بپرسید. اگر نمیدانید یک بخش را چطور تمرین کنید، اگر دلیل یک تمرین را متوجه نشدهاید یا اگر در خانه با مشکلی مواجه شدهاید، آن را با مدرس مطرح کنید.
۸. ساز را درست نمیشناسیم و از آن مراقبت نمیکنیم
یادگیری نوازندگی فقط به تمرین دست و گوش محدود نمیشود. شناخت ساز هم اهمیت دارد.نحوه نگهداری، تمیز کردن، کوک کردن و جابهجایی ساز میتواند روی کیفیت صدا و عمر آن تأثیر بگذارد. برای بعضی سازها، کوک نبودن ساز حتی میتواند باعث شود هنرجو صدای نادرست را بهعنوان صدای درست بشنود.
از همان ابتدا درباره نگهداری سازتان از مدرس یا فرد متخصص راهنمایی بگیرید.
۹. خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم
یکی ممکن است در سه ماه اول نتخوانی را خیلی سریع یاد بگیرد و دیگری در همان مدت در ریتم پیشرفت بیشتری داشته باشد. حتی دو نفر که با یک ساز و در یک کلاس شروع میکنند، الزاماً با سرعت یکسان پیش نمیروند.
مقایسه مداوم میتواند تمرکز را از مسیر شخصی خودتان بردارد. بهتر است به جای اینکه بپرسید «چرا او بهتر از من میزند؟»، بپرسید «من امروز چه چیزی را بهتر از هفته قبل انجام میدهم؟».
۱۰. خیلی زود ساز را عوض میکنیم
گاهی هنرجو چند جلسه کلاس میرود و چون هنوز نتیجه دلخواهش را نگرفته، تصور میکند ساز مناسبی انتخاب نکرده است.
البته انتخاب ساز اهمیت زیادی دارد و اگر ساز با علاقه، شرایط جسمی یا هدف هنرجو سازگار نباشد، تغییر آن میتواند منطقی باشد. اما گاهی مشکل خود ساز نیست؛ بلکه هنرجو هنوز فرصت کافی برای آشنا شدن با آن نداشته است.
قبل از تصمیم به تغییر ساز، بهتر است دلیل نارضایتی را پیدا کنید. شاید مشکل از روش تمرین، انتخاب قطعه، سطح کلاس یا حتی انتظار غیرواقعی از سرعت پیشرفت باشد.
چطور از این اشتباهها دور بمانیم؟
برای شروع یادگیری ساز، لازم نیست برنامه پیچیدهای داشته باشید. چند عادت ساده میتواند مسیر را بسیار بهتر کند:
تمرین کوتاه اما منظم داشته باشید. حتی ۱۵ تا ۳۰ دقیقه تمرین متمرکز میتواند نقطه شروع خوبی باشد.
اهداف کوچک تعیین کنید. مثلاً این هفته یک ریتم جدید یاد بگیرید یا یک بخش کوتاه از قطعه را بدون اشتباه اجرا کنید.
صدای خودتان را ضبط کنید. گاهی چیزی که هنگام نواختن متوجه نمیشوید، در ضبط صدا کاملاً مشخص است.
از اشتباه کردن نترسید. اشتباه بخشی طبیعی از یادگیری ساز است؛ مهم این است که بفهمید چرا اتفاق افتاده و چطور اصلاحش کنید.
از مدرس بازخورد بگیرید. یک اصلاح کوچک در انگشتگذاری یا ریتم میتواند هفتهها تمرین اشتباه را متوقف کند.
ساز زدن قرار نیست از روز اول بینقص باشد
یکی از جذابترین بخشهای یادگیری موسیقی این است که صدایی که امروز برایتان دشوار است، ممکن است چند ماه بعد کاملاً طبیعی به نظر برسد. مسیر یادگیری ساز پر از همین تغییرهای کوچک است.
اگر در شروع راه هستید، لازم نیست بهترین نوازنده کلاس باشید. کافی است هر بار که ساز را در دست میگیرید، چیزی را کمی بهتر از دفعه قبل انجام دهید.
اگر هنوز سازتان را انتخاب نکردهاید یا به دنبال کلاس مناسب برای شروع هستید، در زدفان میتوانید کلاسهای موسیقی و مدرسهای مختلف را بررسی کنید و بر اساس ساز مورد علاقه، سطح و شرایط خودتان گزینه مناسبتری پیدا کنید.